close
تبلیغات در اینترنت
دلنوشته ( صبح بود...) از بهرام
بهرام نورایی | بزرگترین رپر فارس

تبلیغات

Rozblog.com رز بلاگ - متفاوت ترين سرويس سایت ساز

اطلاعات کاربری

نظر سنجی

کدام آهنگ ها از البوم اشتباه خوب را می پسندید؟










دوست دارید بهرام با کدامیک همکاری کند ؟





سطح کدام آلبوم بالاتر بود ؟



از اپلیکیشن بهرام نورایی راضی هستید ؟


ارتباط با مدیر

پاسخ به برخی از نظرات

    سلام من یه آهنگ از بهرام دارم که ی تیکه است هرچی هم دنبالش رفتم گیرش نیاوردم ی تکه از متن اهنگشو میذارم پایین اگه کمکم کنید ممنون میشم اگه برام پیداش کنید اگه از بهرام هم نیس لااقل بازم بگید کی خوندش.ممنون
    بنام شهید بنام, حرمت خونی که از ذهنا پرید
    بنام ادمای پاک بنام, پلاکا و سر بندای زیر خاک

    بنام اسلام, بنام انقلاب خون بنام شعارهای خفه شده زیر مشت و باتوم,بنام الف بنام لام میم بنام قلب قران کریم یاسین .

    جواب ) این آهنگ از بهرام نیست

    ___________

    با عرض سلام من دیدم که تقریبا 2 سال هست که تو سایتتون مطلب نذاشتین و تکست بیشتر اهنگای بهرام خالیه اگه از طرفداران بهرام هستین خوهشا بهش احترام بزارین و اگه میشه من قصد دارم این سایتو رو از شما خریداری کنم تا مطالب بیشتر بزار
    در صورت تمایل و علاقه به اعتبار رپ فارس بهم ایمیل بزنید

    جواب)به دلیل مشکلات موجه ممکن به بروز رسانی نبودیم . اگر مایل به انشار مطالب هستید مشخصات خود را برای ما ارسال کنید.

    __________

    چون علاقه ی شدیدی مثه اکثر جوونای امروزی به هیپ هاپ و رپ فارس دارم و از 14..15 سالگی با هیپ هاپ بزرگ شدم خواستم یه جوورایی وارد عرصه ی رپ بشم
    واسه همین از آبان ماه سال92 شروع کردم به تکست گفتن..میدونم دیر شروع کردم ولی تقریبا میشه گفت تکستام قابل قبول باشه (تو سبک گنگ و دیس و اجتماعی/سی*ا*سی تکست گفتم)
    تو آموزش تکست نویسی استادگفته بود اگه نیاز به توضیح بیشتری هست خبر بدیم
    توضیحاتش کامل بود از نظر خودم
    ولی خواستم ببینم امکان راهنمایی بیشتر از ایشون هست؟؟؟؟؟
    خیلی ممنون میشم اگه خبر بهم بدین

    جواب)در این سایت گروهی از تکست نویس های مشهور وجود دارند که سفارش تکست میگیرند . درصورت نیاز میتونید از اونها در تکست نویسی الگو برداری کنید

    ___________

    چرابهرام ضدایران میخونه ولی من دوسش دارم
    جواب ) بهرام ضد ایران نمیخونه تنها مشکلات رو بیان میکنه و سعی در رفع اونها داره



    __________

    ارسال نظر

بازدید : 117 | تاریخ : پنجشنبه 19 آذر 1394 زمان : 9:10 | نظرات ()

صبح بود...

-خدافظ من رفتم ، کاری نداری ؟
-نه قربانت ، ناهار میای؟
-نه فکر نکنم ، حالا خبر میدم بهت

صدای در

و چشمهایی که خیره می شوند!

-وقتشه ؟
هه هه هه

- وقت چی ؟
-می دونستم میاین خب !
هه هه هه

یه کمی صحبت ، یه کمی ترس از چیزی که نمی دونم چیه

-بفرمایین تو
-عکس ها رو بگردین حتما
-قربان خیلی زیادن
-میشه از توش چیز به درد بخوری پیدا کرد

-اگه من الآن با قمه بزنم تیکه تیکه ت کنم چیکار می کنی ؟

کاپشنش رو زد کنار و دیدم که قمه باید رو دیوار باشه ، سر جاش آویزون مثل همیشه

و من در سمند طوسی رنگ و یک مارلبرو قرمز رنگ و یک دستمال سفید رنگ به چشم مشکی رنگ و یه زندان سبز رنگ که بفهمی همیشه سبز رنگ سرزندگی و طراوت نیست ، بعضی وقت ها رنگ ایستادن زمانه

تا یک هفته بعد که اسمش اوین بود و باغ بود و همه روی خوش داشتن و غذاهای خوبی که از گلو پایین نمی رفت و آرام بخش که باید پایین می رفت

و من...

تجربه تلخ دیگری

و من...

کسی که می خواست آزاد باشه .. نه سرباز و نه رهبر

فقط آزاد

و این توقع زیادیه

و من...

آزاد در زندان که جای آدم های خوب است .. باور کن

و من...

از در کوچکی پایین آمد و تاکسی بود که می گفت "دربست" و نه دوست و آشنایی و نه حمایت پنهان و آشکاری

و او یادگار امام جنوب و من چمران جنوب

تا از ترافیک همت لذت بردیم کرایه ای دادیم و کلیدی انداختیم که قفل خانه خیابانی مان را باز کند و دوباره سلام کنیم و

بگوییم مادر ببخشید که آنروز نتوانستم خبر بدهم که ناهار نمی آیم

و سال گردید

نوزده اسفند دود کن ، چون ما دود کردیم

.
.

دلنوشتی قدیمی از بهرام تحت عنوان "من" که سالها پیش توسط وی در وبلاگ و صفحات شخصی اش منتشر شد

نظرات کاربران

نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی